۱۳۹۰ اسفند ۱۸, پنجشنبه

بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم


موضوعی که مدتی است در ذهنم بازی می‌کند، رابطه‌ی ما ایرانی‌ها با فضای غیر مجازی زندگی‌مان است. ساده‌اش می‌شود "احساس‌مان نسبت به شهری که در آن به دنیا آمده‌ایم یا در آن زندگی می‌کنیم." شعرهای سالیان پیش را که بخوانیم، گاهی شهر نمود ظاهری پیدا می‌کند: خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش؛ خداوندا نگهدار از زوالش! حافظ اشاره‌های دیگری هم دارد: رکن‌آباد و جعفرآباد و مصلی. چند قدم که دورتر برویم، به روزگار رودکی بزرگ می‌رسیم. ایرانی‌های زیادی با قصیده‌ی بوی جوی مولیان رودکی، در خیال، به بخارا رفته‌اند و بازگشته‌اند. می‌گویند نصر بن احمد سامانی، تختگاهش بخارا را ترک کرده بوده و خیال بازگشت از هرات نداشته. بزرگان مملکت دست به دامن رودکی می‌شوند. او هم می‌سراید که "میر سرو است و بخارا بوستان ... " و میر، با پای برهنه سر به راه بخارا می‌گذارد.
حالا در این سال‌ها چند بیت شعر، یا چند داستان خوانده‌ایم که نویسنده‌اش ما را به شهری که دوست می‌داشته برده باشد؟ گویی شهرها فقط خوابگاه و محل کار هستند و تعداد ایرانیانی که شهرشان را دوست داشته باشند، زیاد نیست. به این فکر می‌کنم که شاید برای ما قوم و خویش و خانواده، بسیار مهم‌تر از از شهر و دیار باشد. شاید برای همین باشد که اهمیتی به تخریب چهره‌ی شهرهایمان نمی‌دهیم. به اینکه هر سال چقدر از زیبایی شهرمان، یا وسعت طبیعتش کم می‌شود. یا برای راحتی خودمان هر جوری که دلمان بخواهد خانه می‌سازیم. همین است که شهرداری هر چقدر سطل زباله به شهر اضافه می‌کند، ما جوی آب و کف خیابان را برای رها کردن زباله‌هایمان ترجیح می‌دهیم. همین است که برایمان مهم نیست صبح تا شب و شب تا صبح در این شهر چه اتفاقی می‌افتد.
به همه‌ی اینها فکر می‌کنم. و به اینکه شاید تغییر چهره‌ی شهر در دراز مدت، بی‌آنکه متوجه باشیم روی رفتارهای تک تک ما تأثیر بگذارد.
چند سال پیش با یکی از معمارهای خوش‌نام تهران صحبت می‌کردم. نظرش این بود که وقتی ساکنان یک شهر، تصویر مشخصی از شهرشان در ذهن نداشته باشند و آنچه را که می‌بینند با نسل‌های قبل و بعدشان متفاوت باشد، احساس شهرنشینی شکل نخواهد گرفت. بعد دیگر جای تعجب نخواهد داشت که ساکنان تهران خودشان را تهرانی ندانند. نمی‌دانم چطور می‌شود شهری را که در آن زندگی می‌کنیم بیشتر دوست داشته باشیم. شاید هرکداممان باید برای شهرمان دعا کنیم که "خداوند نگهدارد از زوالش".

هیچ نظری موجود نیست: