بعید است ایرانی باشیم و تابهحال در باب اینکه ایرانیها کار گروهی بلد نیستند، چیزی نگفته، یا نشنیده باشیم. اگر به حافظهتان رجوع کنید، شاهد مثال تمام گویندهها برای اثبات ناتوانی ما در کار گروهی، بی برو و برگرد، این است که ما ایرانیها در ورزشهای گروهی ناموفقیم و در ورزشهای انفرادی موفق. نمونهاش هم فوتبال و کشتی!
به عنوان یک پژوهشگر حوزهی ایرانشناسی و علاقهمند به تحلیل مسائل فرهنگی ایران، اجازه میخواهم تا نقدی به این طرز تفکر وارد کنم. اول اینکه پیشرفت در ورزشهای تیمی یا انفرادی، ربط مستقیم به برنامهریزی و مدیریت و چیزهایی از این دست دارد. ما ایرانیها در رشتههایی مثل ژیمناستیک، دو و میدانی، شنا و شیرجه، صخره نوردی و بسیاری از ورزشهای دیگر هم هرگز حرف چندانی برای گفتن نداشتهایم. باور بفرمایید این ورزشها هم انفرادی هستند. در مقابل در ورزشی مثل والیبال، با چند سال برنامهریزی و صرف هزینه، خودمان را بالا کشیدهایم و جایی برای خودمان دست و پا کردهایم.
بعد اینکه، به فرض که ما در ورزشهای گروهی کاری از پیش نبرده باشیم. فعالیتهای گروهی که به ورزش خلاصه نمیشوند. فهرست موفقیتهای هموطنانمان در کارهای گروهی، فهرستی بلندبالاست. به نظرتان چطور میشود به تنهایی و به صورت انفرادی دست به قاچاق و اختلاس و کارهایی از این قبیل زد؟
بد نیست کمی منطقیتر باشیم و به جای پیدا کردن توجیهات تاریخی برای خودمان، تن به کار بدهیم. موفقیت در کارهای گروهی، تمرین میخواهد و احترام به نظر دیگران. تکرار این حرف که ما ایرانیها کار گروهی بلد نیستیم دردی از دردهایمان دوا نخواهد کرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر