«... به شهری به نام تهران رسيدم كه يك فرسنگ دورتر از مقبره يكی از مقدسين آيين اسلام واقع شده است. شاه (عباس صفوی) در همان حوالی توقف كرده بود ولی وی در تهران خانه ندارد و هرگز بدانجا پای نمیگذارد و حتی يك مرتبه به آن فحش داده و به روح پدر هركس كه وارد اين شهر شود لعنت فرستاده.»
اين چند جمله از سفرنامه پيترو دلا واله Piettro della Valle ايتاليايی كه در زمان شاه عباس به ايران آمده، نظرم را جلب كرد. دلاواله سالهای دوری پيش از این دربارهی يك شهر نفرين شده صحبت میكند. شهری كه شاه، بنا به هر دليلی – مريضی از زياد خوردن ميوه باشد يا استقبال سرد مردم از شاه – ساکنانش را همراه با جد و آبادشان مورد تفقد قرار داده.
اگر ساكن شهر تهران هستيد، يا تا كنون به اين شهر نه چندان كهن پا گذاشتهايد، بهتر است هرچه زودتر برای پدرانتان طلب مغفرت كنيد و دعا كنيد سقّ سياه شاه عباس بلاخره يك روزی اثر شگفتانگيزش را از دست بدهد و تهران و تهرانيان، بار دیگر رنگ روشن آسمان و سبزی درختان و جذابیتِ فراموش شدهی زندگی را ببينند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر